موضوع وحدت و حکومت واحد جهانی، چه در قالب مفهوم سکولار جهانیشدن و چه در قالب باور دینی حکومت عدل جهانی حضرت مهدی، پاسخی بنیادین به نیاز فطری انسان به نظم، امنیت و عدالت فراگیر در طول تاریخ بوده است. در حالی که شیعیان، آیندهای روشن را برای حیات بشر در سایه ظهور منجی موعود ترسیم میکنند که این انتظار، شالوده معنا و گرمای زندگی آنها را تشکیل میدهد، جهانیشدن کنونی معمولاً به یکپارچگی اقتصادی، فرهنگی و سیاسی تحت تأثیر ساختارهای غالب مادی اشاره دارد. بنابراین، نخستین گام، تفکیک دقیق این دو مفهوم است؛ یکی بر پایه اصول الهی و عدالت مطلق بنا شده و دیگری بر موازین قدرتهای دنیوی و نظامهای اقتصادی متمرکز استوار است.
وجه اشتراک اصلی میان حکومت جهانی امام زمان (عج) و مفهوم جهانیشدن، در بُعد وحدت و فراگیری آنها نهفته است؛ هر دو ایده، نفی وضعیت تجزیهشده کنونی و تأکید بر یکپارچگی جامعه بشری را در پی دارند. با این حال، امتیازات حکومت مهدوی در اصول و مبانی آن متمایز میشود. جهانیشدن امروزی عمدتاً بر محوریت منافع اقتصادی و تحمیل فرهنگی غرب استوار است و اغلب نابرابریها را تشدید میکند، در حالی که حکومت حضرت مهدی (عج) بر پایه عدالت محض، نفی کامل ظلم، اجرای شریعت الهی، امنیت پایدار جهانی و توزیع عادلانه منابع بنا خواهد شد. این حکومت، جهانیشدنی حقیقی است که در آن، کمال انسانی به شکوفایی رسیده و دیگر خبری از استثمار و ستم نخواهد بود.
در نتیجه، میتوان گفت جهانیشدن سکولار، روندی است که ممکن است ابزارهایی مانند ارتباطات و فناوری را فراهم آورد که میتوانند در خدمت تحقق اهداف بزرگتر قرار گیرند، اما ماهیت و غایت آن متفاوت است. حکومت عدل جهانی، تحقق آرمانشهر موعود است که در آن، تمام ارزشهای اخلاقی و معنوی به اوج میرسد و این امر، فراتر از هرگونه اتحاد سیاسی یا اقتصادی صرفی است که در چارچوب جهانبینی مادی تعریف شود. این دوگانگی نشان میدهد که انتظار فرج، صرفاً یک امید دینی نیست، بلکه آرزوی نهایی برای اصلاح ساختاری جهان در برابر روندهای ناقص و مبتنی بر قدرت دنیوی است.