حصار فر
لغت نامه دهخدا
حصار فر. [ ح ِ ف َ ] ( اِخ ) دهی است جزو دهستان کزاز پائین بخش سربند شهرستان اراک. واقع در 24هزارگزی شمال آستانه و دوهزارگزی راه مالرو عمومی. ناحیه ای است کوهستانی. سردسیر. دارای 1522 تن سکنه میباشد. فارسی زبانند. از قنات و چشمه مشروب میشود. محصولات آنجا غلات، چغندرقند، انگور،بنشن، قلمستان. اهالی به کشاورزی، گله داری، قالیچه بافی گذران میکنند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 ).
جمله سازی با حصار فر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قدم بیرون منه از حلقه صاحبدلان صائب سلیمان را حصاری بهتر از خاتم نمی باشد
💡 اسفندیار رزم آورد تا آن حصار نیز بستد و ویران کرد و خواسته برداشت.
💡 بپراکند ز هول تو چون گرد هر سپاه بشکافد از نهیب تو چون نار هر حصار
💡 آنچه بستاند ولایت، آنچا بدهد خواسته آنچا بندد پای دشمن، وآنچه بگشاید حصار ))
💡 ماه تابان از حصار هاله گو بیرون میا بزم ما را روشنی از ماهتاب دیگرست