فرهنگستان زبان و ادب
{indicator-mediated fiber optic sensor} [مهندسی پزشکی] حسگری که در آن نور از منبع نور تا انتهای تار نوری حرکت می کند و در آنجا با عنصر شناسایی زیستی یا شیمیایی خاصی برهم کنش دارد
{indicator-mediated fiber optic sensor} [مهندسی پزشکی] حسگری که در آن نور از منبع نور تا انتهای تار نوری حرکت می کند و در آنجا با عنصر شناسایی زیستی یا شیمیایی خاصی برهم کنش دارد
حسگری که در آن نور از منبع نور تا انتهای تار نوری حرکت میکند و در آنجا با عنصر شناسایی زیستی یا شیمیایی خاصی برهمکنش دارد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پروژهٔ تار نوری آسیا-اروپا که به TAE مشهور است دارای ۲۴٬۰۰۰ کیلومتر طول است و از چین، قرقیزستان، ازبکستان و ترکمنستان، ایران، ترکیه، اوکراین و آلمان میگذرد. ظرفیت قابل حمل این خط، ۷٬۵۶۰ کانال تلفنی است.
💡 کابل فیبر نوری یا بافهٔ تار نوری نوعی کابل دربرگیرنده یک یا چند فیبر نوری است که برای انتقال نور استفاده میشود.