لغت نامه دهخدا
حساب نگه داشتن. [ ح ِ ن ِ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) حساب داری کردن. حساب را نگاه داشتن. حسیب نگه داشتن. رجوع به حِسیب شود.
حساب نگه داشتن. [ ح ِ ن ِ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) حساب داری کردن. حساب را نگاه داشتن. حسیب نگه داشتن. رجوع به حِسیب شود.
حساب داری کردن حساب را نگاه داشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 منظور در اينجا اين است كه وقتى خداوند از خطورات قلبى آنها و وسوسه هاى زودگذرىكـه از فـكـر آنـهـا مـى گـذرد آگـاه اسـت مـسـلمـا از تـمـام عـقـائد واعمال و گفتار آنها با خبر مى باشد، و حساب همه را براى روز حساب نگه مى دارد.
💡 نه نيات آنها بر ما پوشيده است، و نه توطئه هاى مخفيانه آنها، و نه تكذيبها وشيطنتهاى آشكارشان، همه را ميدانيم و حساب آنها را براى روز حساب نگه مى داريم وتو را از شر آنها در اين جهان نيز در امان خواهيم داشت.