لغت نامه دهخدا
حساب از خود داشتن. [ ح ِ اَ خُد ت َ ] ( مص مرکب ) به خود مغرور بودن. ( مجموعه مترادفات ص 256 ):
خاکساری پیش مغروران ندارد اعتبار
گر حسابی داری از خود در حساب مامباش.سلیم ( از آنندراج ) ( ارمغان آصفی ).
حساب از خود داشتن. [ ح ِ اَ خُد ت َ ] ( مص مرکب ) به خود مغرور بودن. ( مجموعه مترادفات ص 256 ):
خاکساری پیش مغروران ندارد اعتبار
گر حسابی داری از خود در حساب مامباش.سلیم ( از آنندراج ) ( ارمغان آصفی ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مارا ندادی صبر و تاب وز ما گرفتی رنگ و آب وز بیدلان جستی حساب از ذره و مثقالها
💡 مصيبت دوم: استيفاى روزى او است، پس هرگاهحلال باشد حساب از او كشيده و اگر حرام باشد او را عقاب كنند.
💡 کرده ای گر پاک با مردم حساب خویش را اینقدر اندیشه از روز حساب از بهر چیست؟
💡 برخی نیز از سرخپوستان احکام اطاعت بودا (Βούττα) آنها، در حساب از قداست فوق العاده خود، آنها را به افتخارهای الهی مطرح شده است.
💡 تو خورشیدی و ما ذره حساب از ما چه بر گیری که در جمع هواداران که ما را در شمار آرد
💡 مـصـيـبـت دوم: اسـتـيـفـاء روزى او اسـت، پـس هـرگـاهحلال باشد حساب از او كشند و اگر حرام باشد او را عقاب كنند؛