لغت نامه دهخدا
( حریف آزار ) حریف آزار. [ ح َ ] ( نف مرکب ) آنکه هم پیشه یا هم قمار یا هم کشتی یا ندیم خود را آزار دهد.
( حریف آزار ) حریف آزار. [ ح َ ] ( نف مرکب ) آنکه هم پیشه یا هم قمار یا هم کشتی یا ندیم خود را آزار دهد.
( حریف آزار ) آنکه هم پیشه یا هم قمار یا هم کشتی یا ندیم خود را آزار دهد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هجر تا آمد کلیم خسته دل تسلیم کرد می شناسد طاقت خود را حریف آزار نیست
💡 شادی برد نیرزد به حریف آزاری بیش برد آن که درین دایره نقش کم زد
💡 چو کرد بختم محبوس در حصار فراق نمود چرخ ستم پیشه حریف آزار