لغت نامه دهخدا
حرف حفظ. [ ح َ ف ِ ح ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) پساوند نگهبانی. شمس قیس گوید: و آن باء و الف و نونی است که در اواخر اسماء معنی نگاه داشتن آن چیز دهد، چنانکه گله بان و باغبان و دربان. ( المعجم فی معاییر اشعارالعجم ص 177 ).
حرف حفظ. [ ح َ ف ِ ح ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) پساوند نگهبانی. شمس قیس گوید: و آن باء و الف و نونی است که در اواخر اسماء معنی نگاه داشتن آن چیز دهد، چنانکه گله بان و باغبان و دربان. ( المعجم فی معاییر اشعارالعجم ص 177 ).
و آن بائ و الف و نونی است که در اواخر اسمائ معنی نگاهداشتن آن چیز را دهد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چرا این همه حرف های پرمخاطب؟ خداوند احمدخان را بزرگتر از شما آفریده است. او از نجیب ترین خانوادههای افغان است. پس کار خدا را حفظ کنید زیرا اگر آن را نابود کنید خشم او بر شما سنگینی میکند.
💡 ممكن هم هست حرف (با) را براى مقابله بگيريم، كه در اين صورت معناى آيه چنين مىشود: واجب است بر زنان قنوت و حفظ الغيب شوهران، درمقابل اين كه خداى تعالى حقوق آنان را حفظ نموده، و آنان را _ كه در جاهليت جزءانسانها به شمار نمى آمدند. داخل مجتمع بشرى نموده، و در اين ظرف حقوقشان را احياكرد، و بر مردان واجب فرمود مهر و نفقه ايشان را بپردازند، ولى معناىاول روشن تر است.