لغت نامه دهخدا
حجل حجل. [ ح َ ج َ ح َ ج َ ] ( ع صوت مرکب ) کلمه ای که بدان گوسفندان را زجر کنند و یا برخیزانند برای دوشیدن. ( منتهی الارب ).
حجل حجل. [ ح َ ج َ ح َ ج َ ] ( ع صوت مرکب ) کلمه ای که بدان گوسفندان را زجر کنند و یا برخیزانند برای دوشیدن. ( منتهی الارب ).
کلمه ای که بدان گوسفندان را زجر کنند و یا برخیزانند برای دوشیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خورشید بشب نهان کند چهره خویش تا روز حجل نگردد از رأی سدید
💡 از خاک در تو آب کوثر حجل است وز بخت تو اقبال سکندر خجل است
💡 عین حجل (به عربی: عین الحجل) یک شهرداری در الجزایر است که در استان مسیله واقع شدهاست. عین حجل ۳۳٬۰۴۶ نفر جمعیت دارد.
💡 حجل از کرده ی خویشم، گله از کس نکنم من که با این همه نزدیکی او،دورترم