لغت نامه دهخدا
جوجی خان. ( اِخ ) یکی از فرزندان چنگیزخان مغول. رجوع به تاریخ حبیب السیر چ خیام ج 2 ص 649 شود.
جوجی خان. ( اِخ ) یکی از فرزندان چنگیزخان مغول. رجوع به تاریخ حبیب السیر چ خیام ج 2 ص 649 شود.
یکی از فرزندان چنگیز خان مغول
جوجی خان پسر ارشد چنگیز خان بود و فقط یک خواهر داشت که از وی بزرگ تر بود. جوجی پس از فتح خوارزم به دشت قبچاق رفت و هنگامی که پدرش به زادگاهش برگشت پیش او رفت. جوجی خان پیش از فوت پدر، درگذشت.
از وی هفت پسر ماند که یکی به نام برکه خان و دیگری باتو نام داشت. پس از جوجی باتو بجای پدر نشست و بقایای قپچاق، و الانان و روسیه را بدست آورد و شهری را به نام سرای بنا نهاد.
جوجی خان ( ـ۶۲۴ق)
(یا: توشی خان) از شاهزادگان مغولی در ایران. پسر اول چنگیزخان مغول بود و در زمان حکومت پدرش شهر جُنْد را تصرف و به ویرانه تبدیل کرد. پس از فتح خوارزم، به حکم چنگیز حکومت خوارزم، دشت قِبْچاق، روسیه و گرجستان را به او سپردند. جوجی به قِبْچاق رفت و شش ماه قبل از مرگ پدر در آن جا درگذشت. بعد از وی، قلمرو حکومتش به فرزندش باتوخان رسید.
💡 شیبانیان یا دودمان شیبانی (به ازبکی: Шайбонийлар) دودمانی با اصالت ترکی-مغولی با فرهنگ ترکی-ایرانی در آسیای میانه بودند، که در قرن پانزدهم میلادی بر بیشتر سرزمین قزاقستان، ازبکستان و بخشهایی از جنوب روسیه کنونی (از جمله سیبری) حکومت میکردند. شیبانیها نسب خود را به شیبان، پنجمین پسر جوجی، فرزند ارشد چنگیز خان میرساندند. تا اواسط قرن چهاردهم میلادی، آنها به حکومت فرزندان باتوخان، اوردا خان و اوزبیک خان (برادران شیبان) اذعان داشتند. شیبانیها، در ابتدا اردوی خاکستری، در جنوب شرقی اورال را رهبری میکردند و در سال ۱۲۸۲ به اسلام گرویدند.
💡 در همین حال هیئت دیگری از جانب اولوس جوجی وارد شد که خواستار دریافت خراجی بود که از زمان هلاکو خان برای حدود آذربایجان و اران مشخص شدهبود.