لغت نامه دهخدا
جلد شدن. [ ج َ ش ُدَ ] ( مص مرکب ) جُلوده. جَلاده. ( تاج المصادر بیهقی ): انکماش؛ جَلد و چست شدن. ( از یادداشت های دهخدا ).
جلد شدن. [ ج َ ش ُدَ ] ( مص مرکب ) جُلوده. جَلاده. ( تاج المصادر بیهقی ): انکماش؛ جَلد و چست شدن. ( از یادداشت های دهخدا ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به دلیل داشتن وزن بسیار سنگین و پاهای ضعیف جابجا شدن و راه رفتن برای او دشوار بوده او همچنین سالها از بیماریهای جلدی و ریوی رنج میبرده است. اسکلت وی هماکنون در دانشکدهٔ پزشکی شیراز در معرض بازدید عموم قرار دارد.
💡 از آنجائى كه امانت دارى بايد حفظ شود، هر حكايتى را از هر كتابى كهنقل كرديم با ذكر كتاب و جلد و صفحه متذكر شديم، فقط در تصحيح و تنقيح و تغييربعضى عبارات و كلمات براى روان تر شدن مطلب قلم به تحرير ما در آمده است.