جستجوی کردن

لغت نامه دهخدا

جستجوی کردن. [ ج ُ ت ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) جستجو کردن، در تمام معانی. رجوع به این کلمه شود:
هر گه که جستجوی کنی دین را
دنیا به پیشت آید ناجسته.ناصرخسرو.کرد بسی جستجوی در همه عالم ندید
تازه تر از جود تو چشم امل میزبان.خاقانی.بیخودیش کرد چنین یاوه گوی
ورنه نکردی ز من این جستجوی.نظامی.هان و هان این راز را با کس مگوی
گرچه شاه از تو کند بس جستجوی.مولوی.

فرهنگ فارسی

جستجو کردن

جمله سازی با جستجوی کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در سلاخی داده با جستجوی جامع (جستجوی بروت-فورس) - احتمالاً برای پیدا کردن ترکیبی از متغیرها که همبستگی نشان دهند یا مشاهداتی که در میانگین یا فروپاشیشان توسط متغیری دیگر تفاوت دارند - چندین فرضیه‌ روی یک مجموعه داده تست می‌شود.

💡 الگوریتم جستجوی *A یک نمونه از الگوریتم ابتدا-بهترین است. الگوریتم ابتدا-بهترین معمولاً برای پیدا کردن مسیر در جستجوهای ترکیبی استفاده می‌شود.

💡 به‌طور کلی عملیات اساسی در درخت‌های ای‌وی‌ال شامل همان عملیاتی که در درختهای جستجوی دودویی انجام می‌شود می‌باشد، اما اصلاحات وتغییرات به صورت فراخوانی یک یا چند باره چرخش درخت خواهد بود که به باز ذخیره کردن ارتفاع زیر درخت کمک می‌کند.

💡 دارکوب‌ها منقارهای نیرومندی دارند که برای سوراخ کردن پوست درختان و جستجوی حشرات به کار می‌برند. آن‌ها طعمه‌های خود را به وسیله زبان بلند که دارای نوک چسبناکی است از مخفیگاهشان بیرون می‌کشند.

💡 دلو را در چاه کردن جستجوی یوسف است ورنه ما لب تشنهٔ حیوان و زمزم نیستیم