لغت نامه دهخدا
جزبلاله طفل بلند شدن. [ ج ِ ب َ ل َ / ل ِ ی ِ طِ ب ُ ل َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) در تداول عامه، ناگاهان فریاد طفل برآمدن هنگام زخمی سخت مولم و گزیدگی جانوری چون زنبور و عقرب و مانند آن. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به جزبلاله شود.
جزبلاله طفل بلند شدن. [ ج ِ ب َ ل َ / ل ِ ی ِ طِ ب ُ ل َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) در تداول عامه، ناگاهان فریاد طفل برآمدن هنگام زخمی سخت مولم و گزیدگی جانوری چون زنبور و عقرب و مانند آن. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به جزبلاله شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همچو طفل بی پدر می گریم از حرمان بخت می دهد مادر نوید نقل و بادامم دروغ
💡 به من ای صبا ز رحمت پدارنه یک نظر کن نظری به چشم رأفت سوی طفل بی پدر کن
💡 نزد چون تو بی خبر از فقر به باشد غنا نزد طفل بی خرد از مهره باشد مار به
💡 می این بزم به خوناب جگر آغشته است طفل بی گریه دمی شیر ز پستان نخورد
💡 آن طفل بین که ماهیکان چون کند شکار بر سوزن خمیده چو یک پاره نان کند
💡 چو طفل بی جگر کو می رمد شبها ز تاربکی هراسان از سواد نامهٔ اعمال می گردم