جریحه دار گردیدن
لغت نامه دهخدا
جریحه دار گردیدن. [ ج َ ح َ / ح ِ گ َ دی دَ ] ( مص مرکب ) در تداول فارسی زبانان، زخمی و مجروح شدن، چنانکه گویند: قلب انسان از دیدن آن جریحه دار می گردد. رجوع به جریحه شود.
جمله سازی با جریحه دار گردیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 «هر کس علناً در انظار و اماکن عمومی و معابر تظاهر به عمل حرامی نماید، علاوه بر کیفر عمل تا ۷۴ ضربه شلاق محکوم میگردد و درصورتی که مرتکب عملی شود که نفس عمل دارای کیفر نمیباشد ولی عفت عمومی را جریحه دار نماید، فقط تا ۷۴ ضربه شلاق محکوم میگردد.
💡 فرد متهم پس از بررسی مدارک و شواهد موجود توسط دادستان، با جریحه دار گردیدن در مورد اتهامات وارده، باید برای دفاع از خود در دادگاه آماده شود.
💡 در برخی از سیستمهای اداری قدیمی، کارمندان با جریحه دار گردیدن در مورد اشتباهات مالی خود، ممکن بود با تنبیهات شدیدی از سوی مدیریت مواجه شوند.
💡 فرآیند جریحه دار گردیدن یک شهروند در پروندههای قضایی، مستلزم رعایت تمامی حقوق قانونی و حضور وکیل برای بررسی دقیق تمامی جزئیات مطرح شده در شکایت است.