جرنگ جرنگ

لغت نامه دهخدا

جرنگ جرنگ. [ ج ِ رِ ج ِ رِ ] ( اِ صوت مرکب ) حکایت صوت مسکوکات طلا یا نقره، آواز سکه. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به جرنگ شود.

فرهنگ فارسی

حکایت صوت مسکوکات طلا یا نقره آواز سکه.

جمله سازی با جرنگ جرنگ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شهید محمود نامداری/ شهید مراد نادیسرد / شهید میرزا حسن‌زاده /شهید میرعباس چکانی /شهید رجبعلی غلامی شهید روح الله جرنگ

💡 واى بـر تـو اى بـصـره ! از لشـكـرى كه نقمت و شكنج خداوند است و بانگ و غبار و جنبشندارد، چه سياه زنگى را چون ديگر لشكرها آواز و آهنگ و جرنگ اسلحه و مركب بسيار نبودو زود بـاشـد اى بـصـره كـه اهـل تـو، بـه مـرگ احـمـر و جوع اغبر مبتلا شوند، يعنى بهقـتـل و قحط تباه گردند.(161) و اين كلمات حضرت اميرالمؤ منين عليه السلاممعجزه بزرگى است.