لغت نامه دهخدا
جرس کر. [ ج َ رَ س ِ ک َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) جرس کم آواز. ( بهارعجم ) ( آنندراج ).
جرس کر. [ ج َ رَ س ِ ک َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) جرس کم آواز. ( بهارعجم ) ( آنندراج ).
جرس کم آواز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نمیدانم که آسودست در محمل؟ همیدانم که از پاس ادب بانگ جرس بیرون نمیآید
💡 در آن وادی که من چون نقش پا از کاروان ماندم زبیم راهزن بانگ جرس بیرون نمی آید
💡 ما ز هجران ناله های خویش می پنداشتیم چون جرس فریاد ما از قرب محمل بوده است
💡 او در اعتراض به شیوه خبررسانی دربارهٔ فوت شجاعالدین شفا، همکاری خود را با جرس متوقف کرد.
💡 خانواده ابتدا در کوئینز، نیویورک و سپس در شمال جرسی زندگی کردند. او در مدرسه روزانه یشیوا در مدرسه موریا و مدرسه فریش تحصیل کرد. او در سال ۱۹۹۲ در اسراییل بر اساس بورسیه جوانان برونفمن تحصیل کرد.
💡 سنت هلیه دارای امکانات فرهنگیای همچون: موزه جرسی، موزه دریایی، خانه اپرای جرسی، مرکز هنرهای جرسی، محل اجرای سنت جیمز، امکانات ورزشی، سرگرمی در فورت ریجنت و کتابخانه جرسی است.