فرهنگستان زبان و ادب
{tablature} [موسیقی] نوعی صورت نوشتاری موسیقی مبتنی بر اعداد یا حروف یا نمادهای نگاشتاری که به جای نُت نویسی های قراردادیِ روی حامل یا همراه با آن، به صورت جدول ارائه می شود
{tablature} [موسیقی] نوعی صورت نوشتاری موسیقی مبتنی بر اعداد یا حروف یا نمادهای نگاشتاری که به جای نُت نویسی های قراردادیِ روی حامل یا همراه با آن، به صورت جدول ارائه می شود
نوعی صورت نوشتاری موسیقی مبتنی بر اعداد یا حروف یا نمادهای نگاشتاری که به جای نُتنویسیهای قراردادیِ روی حامل یا همراه با آن، بهصورت جدول ارائه میشود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آبورنگ حسن معنینشکند بیجوهری آسمان گو نسخهام را جدولی از زر مکن
💡 شکسته دل به ره شوق جاده ای دارد که همچو جدول باغ خیال سیراب است
💡 جدول زیر جمعیت طرابلس را از سال ۱۸۹۰ نشان میدهد. رشد سریع جمعیت از سال ۱۹۷۰ تا حدی نتیجه الحاق بخشهای همسایه است.
💡 سخن چه عرض نجابت دهد در آن محفل که سیم و زر نسبان همچو جدول اشرافند
💡 جدول زیر فهرست بازیکنانی است که از آنها با عنوان بزرگان تاتنهام یاد میشود، یا به واسطه مشارکتهای آنها یا به واسطه حضور در تالار مشاهیر باشگاه.
💡 جدول زیر میزان بینندهٔ سریال در چهار فصل پخش شده را نشان میدهد.