لغت نامه دهخدا
جدال کردن. [ ج ِک َ دَ ] ( مص مرکب ) بحث. مناظره. گفتگو:
ای حجت بقعه خراسان
با دیو مکن جدال چندین.ناصرخسرو.
جدال کردن. [ ج ِک َ دَ ] ( مص مرکب ) بحث. مناظره. گفتگو:
ای حجت بقعه خراسان
با دیو مکن جدال چندین.ناصرخسرو.
بحث مناظره گفتگو
💡 در مسابقه آنها در رسلمانیا که اولین رسلمانیا در تاریخ بود که مسابقه اصلی آن، مسابقه زنان بود، بکی لینچ در جدالی جنجالی، موفق به پین کردن رَوزی شد و قهرمان هردو کمربند شد.
💡 از او به عنوان یکی از مهمترین شخصیتهای نیمهٔ دوم قرن ۲۰ یاد میشود؛ شخصیت گورباچف همچنان محل بحث و جدال میان موافقان و مخالفان است. وی طیف وسیعی از ستایشها و جوایز از جمله جایزه صلح نوبل را به دلیل نقش محوری در پایان دادن به جنگ سرد، محدود کردن نقض حقوق بشر در اتحاد جماهیر شوروی و خودداری از مداخلهٔ نظامی در پی سقوط دولتهای مارکسیست-لنینیست در شرق و اروپای مرکزی و اتحاد دوباره آلمان دریافت کردهاست؛ برعکس، او در روسیه به دلیل آنکه جلوی فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی را نگرفت، اغلب مورد سرزنش و سخره قرار میگیرد؛ اتفاقی که باعث کاهش تأثیر جهانی روسیه و بحران اقتصادی در این کشور شد.