جای گرم داشتن. [ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) کنایه از قرار و آرام گرفتن در جای. ( بهار عجم ) ( آنندراج ). در جائی قرار و آرام گرفتن و بمراقبه رفتن. ( ناظم الاطباء ). جای گرم کردن. ( بهار عجم ) ( آنندراج ): میگذارم دل در آن کو چون بغربت میروم بعد من تا چند روزی گرم دارد جای من.ملانسبتی ( از آنندراج ).رجوع بجای گرم کردن شود.
فرهنگ فارسی
کنایه از قرار و آرام گرفتن
جمله سازی با جای گرم داشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چه جای گرمی و سوگند پیش آن بینا؟ و کَیفَ یُصْرَعُ صَقْرٌ بِصَولةِ الْخَرَبِ؟
💡 ز جای گرم به تلخی ز خواب می خیزند مساز گرم درین تیره خاکدان جا را
💡 به محمل سفرم بیش از آن حدی درده که جای گرم شود آفتاب را به حمل
💡 جای گرم خود نسازم سرد هر دم چون سپند عمرها می سوزم و چون شمع طاقت می کنم
💡 نیست با پهلوی خشک ما ملایم جای گرم این گیاه ناتوان را برق سنجاب آتش است
💡 نام جرموک در زبان ارمنی به معنی جای گرم است و برای نخستین بار در سده ۱۳ام میلادی توسط تاریخنگار ارمنی، استپانوس اربلیان این نام در کتاب خویش تحت عنوان «تاریخ استان سیسیاکان» نام بردهاست.