جای پناه
مترادفها
پناهگاه، مأمن، ملجأ، پناه
متضادها
بی پناهی
لغت نامه دهخدا
جای پناه. [ ی ِ پ َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) جائی که در آن پناه برند. محل و مکان امن. ( از فرهنگ شعوری ). سنگری که جلوی دشمن سازند.عُصَر. مُعتَصَر. عَقل. وَحَج. ( منتهی الارب ). الملجَاء. المُلتَحَج. مَلحَج. ( منتهی الارب ):
چو مانده ام بره جرم خویش بی سر و پا
بجزدرت نبود هیچ امید جای پناه.( از فرهنگ شعوری ).
فرهنگ فارسی
محل و مکان امن
جمله سازی با جای پناه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هر کسی از غم پناه خود به جایی میبرد من چو غم بینم روم شادیکنان در کوی تو