جای پناه

مترادف‌ها

پناهگاه، مأمن، ملجأ، پناه

متضادها

بی‌ پناهی

لغت نامه دهخدا

جای پناه. [ ی ِ پ َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) جائی که در آن پناه برند. محل و مکان امن. ( از فرهنگ شعوری ). سنگری که جلوی دشمن سازند.عُصَر. مُعتَصَر. عَقل. وَحَج. ( منتهی الارب ). الملجَاء. المُلتَحَج. مَلحَج. ( منتهی الارب ):
چو مانده ام بره جرم خویش بی سر و پا
بجزدرت نبود هیچ امید جای پناه.( از فرهنگ شعوری ).

فرهنگ فارسی

محل و مکان امن

جمله سازی با جای پناه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 هر کسی از غم پناه خود به جایی می‌برد من چو غم بینم روم شادی‌کنان در کوی تو

💡 در میان طوفان‌های سهمگین و شب‌های تاریک و سرد، کوهستان بلند برای مسافران خسته، تنها جای پناه و امنی برای استراحت و آرامش بود.

💡 بسیاری از پناهندگان در طول مسیرهای پرخطر، به دنبال یک جای پناه امن و انسانی برای زندگی دوباره خود در کشورهای دیگر هستند.

💡 طبیعت با تمام زیبایی‌ها و سختی‌هایش، می‌تواند برای روح انسان خسته، یک جای پناه آرام و فضایی برای بازگشت به خویشتن باشد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران