جان کردی کندن

لغت نامه دهخدا

جان کردی کندن. [ ن ِ ک ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از سخت جان بودن. مقاومت کردن در حوادث.

جمله سازی با جان کردی کندن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ترا زیبد که گفتی راز اسرار که جان کردی بروی دوست ایثار

💡 دلم ببردی و آنگاه قصد جان کردی مکن مکن که منت دوستدار دیرینم

💡 حیرتی دارم از آن صورت زیبا که تو راست که به یک جلوه مرا صورت بی جان کردی

💡 بدان فتراک‌گیسو نرم‌نرمک پای دل بستی وزان‌شمشیر ابرو اندک‌اندک قصد جان کردی

💡 فضولی نقد جان کردی نثار مژده وصلش چه خواهی کرد گر ناگاه آن سرو روان آید

سرچه یعنی چه؟
سرچه یعنی چه؟
شیپ یعنی چه؟
شیپ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز