جان بر میان نه

لغت نامه دهخدا

جان برمیان نهادن. [ ب َ ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از آماده شدن برای کاری. ( بهار عجم ) ( آنندراج ).

جمله سازی با جان بر میان نه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نقد جان بر دست و سیم اشک بر عارض فشان سر بخاک قبله گاه دین و دنیا افکنند

💡 مهره ز انبان نبرم گوهر ایمان ببرم گو تو به جان بخل کنی جان بر جانان نبری

💡 مگذر ز وداع من بیمار که امروز دل عزم سفر دارد و جان بر سر راه است

💡 آویخته صد حلقهٔ جان بر سر هر مو دل در چه شمار است در آن حلقهٔ فتراک

💡 یک دو روزی صبر کن، ای جان بر لب آمده زانکه خواهم در حضور دوست بسپارم تو را

اسکالات یعنی چه؟
اسکالات یعنی چه؟
اعتراف یعنی چه؟
اعتراف یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز