جان بحلق رسیدن

لغت نامه دهخدا

جان بحلق رسیدن. [ ب ِ ح َ رَ/ رِ دَ ] ( مص مرکب ) جان بحنجره رسیدن. بحال احتضارافتادن. نیم جان شدن. جان به گلو رسیدن:
بکام دل نرسیدیم وجان بحلق رسید
وگر بکام رسد همچنان رجائی هست.سعدی.سعدی اگر طالبی راه رو و رنج بر
یا برسد جان بحلق یا برسد دل بکام.سعدی.

فرهنگ فارسی

جان بحنجره رسیدن

جمله سازی با جان بحلق رسیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کنونک تشنه بمردیم و جان بحلق رسید براه بادیه ما را که می دهد آبی

فمبوی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز