جان افریدن
«جان آفریدن» یک عبارت فارسی است که به معنای خلق روح یا پدید آوردن جان است. در متون ادبی و کهن، این عبارت به کار رفته تا آفرینش موجودات زنده و روح آنها را نشان دهد. به زبان ساده، وقتی گفته میشود کسی «جان آفرید»، یعنی روح و زندگی به موجودات بخشیده است. در واقع، «جان آفریدن» شامل بخشیدن نیروی حیاتی و روح به موجودات است، نه فقط شکل یا جسم آنها. این عبارت در ادبیات عرفانی و فلسفی نیز کاربرد دارد و گاهی به قدرت خالق یا آفریدگار جهان اشاره میکند. همچنین میتوان از آن به صورت استعاری برای خلق چیزی ارزشمند یا پرمعنی استفاده کرد، مانند آثار هنری یا آثار ادبی. در مجموع، «جان آفریدن» یعنی آفرینش و بخشیدن روح، زندگی و نیروی حیاتی به موجودات یا چیزها و نشاندهنده خلاقیت و قدرت آفریدگار است.
مترادفها
زنده کردن، روح بخشیدن، خلق کردن
متضادها
مرگ، نابودی
لغت نامه دهخدا
( جان آفریدن ) جان آفریدن. [ ف َ دَ ] ( مص مرکب ) روح را خلق کردن. روان را پدید آوردن:
چون ملک العرش جهان آفرید
مملکت صورت و جان آفرید.نظامی.
فرهنگ فارسی
( جان آفریدن ) روح را خلق کردن
جمله سازی با جان افریدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 عجب باشد تن از جان آفریدن ز گل خورشید تابان آفریدن
💡 بهشتی بر سر سرو خرامان برای نزهت جان آفریدن
💡 در اسطورههای باستانی، خداوند با کلام خود و قدرت بیکرانش، به خاک گل کاری جان افریدن بخشید و زندگی را در جهان جاری ساخت.
💡 شاعر در این غزل زیبا به بحث فلسفی میان هستی و نیستی پرداخته و از معجزه جان افریدن در کوچکترین موجودات طبیعت سخن گفته است.
💡 انسانها همواره در جستجوی درک رازهای پیچیده طبیعت و چگونگی فرآیند جان افریدن و پیدایش حیات در سلولهای کوچک و پیچیده زیستی هستند.