لغت نامه دهخدا
جامه بر تن فوطه کردن.[ م َ / م ِ ب َ ت َ طَ / طِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) قطع جامه نو. به اندازه قامت و تن قطع کردن. ( آنندراج ).
جامه بر تن فوطه کردن.[ م َ / م ِ ب َ ت َ طَ / طِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) قطع جامه نو. به اندازه قامت و تن قطع کردن. ( آنندراج ).
💡 رسول خدا بر مى خيزد و به خديجه و دخترش رقيه مى گويد بر او آب بريزند. (16) و بر تن او كه جامه بر تن دارد آب مى ريزند (17) پس از شستن تن و جامه هايش دو ركعت نماز مى گزارد و از خانه بيرون مى آيد و به فراز كوه صفا مى رود و فريادى برمى آورد: آى گروه قريش !!
💡 بالجمله؛ روزى چند بر نگذشت كه مرد شامى رنجور گرديد و درد و رنجش شدت يافت وچون ثقيل و سنگين گرديد ولىّ خويش را بخواست و گفت چون بمردم و جامه بر من كشيدىبـه خـدمـت مـحـمّد بن على عليهما السلام بشتاب و از حضرتش مساءلت كن كه بر من نمازبگزارد و هم در خدمتش معروض دار كه من خود با تو اين سخن گذاشته ام.
💡 و گفت: کسی که او را عیال و فرزندان بود ایشان در صلح بدارد و به شب از خواب بیدار شود کودکان را برهنه بیند، جامه بر ایشان افگند، آن عمل او از غزو فاضلتر بود.
💡 صوفی صافی بدرد جامه بر خود همچو گل کآن لب چون غنچه گردد بلبل الحان در سخن
💡 ورم صد جامه بر تن چون کنم شبهای تنهائی تصور با تو در یک بستر ای گل پیرهن خود را
💡 من هر زمان آنانرا دعوت كردم كه بدرگاه تو رو آورند تا مورد عفو تو قرار گيرند،انگشتان خود را در گوشها فرو بردند و جامه بر سر كشيدند و بر بت پرستى وگمراهى اصرار ورزيدند و راه سركشى و استكبار را در پيش گرفتند.