جامه بدندان گر

لغت نامه دهخدا

جامه بدندان گرفتن. [ م َ / م ِ ب ِ دَ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) کنایه از گریختن باشد. ( برهان ) ( بهار عجم ) ( از ارمغان آصفی ). رم کردن. ( آنندراج ). فرار کردن. ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با جامه بدندان گر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 عزیزش کن بدندان گر بیفتد ملاقاتی لبت را با شکر هیچ

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران