جام اب

لغت نامه دهخدا

( جام آب ) جام آب. [ م ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) پیمانه. صواع. ( ترجمان القرآن میرسید شریف جرجانی ). رجوع به جام شود.

فرهنگ فارسی

( جام آب ) پیمانه

جمله سازی با جام اب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جامی آب به من داد. من وا صحاب از آن جام آب خوردیم که هیچ کم نشد. با ابوحنیفه گفتم: بر راست پیغمبر آن پیر کیست؟

💡 جام آب زندگی تنها به‌کام خضر نیست درگداز آرزو هم جوش دریای بقاست

💡 از حضرت رسول صلّى اللّه عليه آله وسلّم منقول است كه براى درد سر روغن گشنيز رادر بينى بچكاند، خوب شود و شخصى بخدمت حضرت صادق عليه السلام شكايت كرد، ازدردسر فرمود كه بحمام برو وپيش از آنكه داخل آب شوى هفت جام آب گرم بر سر بريزودر هر مرتبه بِسْمِ اللّهِ بگو.

💡 ز بهر شستن آب بت ز گنگ هر روزی دو جام آب رسیدی فزون زده ساغر

💡 هر شب که جام آب به‌ کف بر نهد ملک خورشید و ماه را حسد آید ز جام او

💡 كه ين جام آب را بگير بالا برو و لب تشنگان را سيراب كن، قنبر جام را گرفت بيرونآمد، ديد كه حضرت على عليه السلام در جاى خود چنانكه بود، نشسته است قنبر از اينماجرا مضطرب و حيران شد خواست به تكلم درآيد، و افشاى آن راز نمايد، حضرت علىفرمود:

سلیطه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
باری یعنی چه؟
باری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز