جابه جایی دکل نفتی
مترادفها
انتقال دکل نفتی
فرهنگستان زبان و ادب
{rig move} [حمل ونقل دریایی] حرکت دکل نفتی یا سکوی حفاری از نقطه ای به نقطۀ دیگر
جمله سازی با جابه جایی دکل نفتی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 حمام شاه رکنالدین مرمت سازی شد.[پیوند مرده]. غلام علی باغبان مدیر میراث فرهنگی شهرستان دزفول اعلام کرد که اقداماتی نظیر اصلاح شبکه آب و فاضلاب جابه جایی تیرههای برق و نماسازی دوباره مکان در حال انجام است و پس از مدتها بازسازی مکان حال تبدیل به یک کافی نت و کتابخانه شدهاست
💡 شرکتهای بزرگ مهندسی نفت، برای انجام عملیات حفاری در مناطق جدید، از کشتیهای بسیار قدرتمندی برای جابه جایی دکل نفتی در اقیانوس استفاده میکنند.
💡 فرآیند جابه جایی دکل نفتی از یک میدان به میدان دیگر، نیازمند برنامهریزی دقیق مهندسی و رعایت استانداردهای ایمنی بسیار سختگیرانه در محیط دریا است.
💡 به دلیل اتمام ذخایر نفت در منطقه فعلی، تصمیم گرفته شد که با طی کردن یک مسیر طولانی، جابه جایی دکل نفتی به منطقه جدید آغاز شود.