تیره خال
مترادفها
خال سیاه، خال تیره
لغت نامه دهخدا
تیره خال. [ رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) خال سیاه:
به کنج لبش بر یکی تیره خال
که بردی دل زاهدان را ز حال.( یوسف و زلیخای منسوب به فردوسی ).رجوع به تیره شود.
فرهنگ فارسی
خال سیاه
جمله سازی با تیره خال
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سستماهی ماهیای است دریارو، میانجثه و باریکاندام، که در امتداد ساحل شرقی آمریکای شمالی یافت میشود. سر و پشت این ماهی قهوهای تیره با تهرنگ سبزمانند است. دو پهلوی آن نقرهای کمرنگ است با خالهای تیره و شکمش سفید است.
💡 بعضی از گونهها دارای خطوط راهراه طولی زرد/پرتقالی یا خالهای تیره هستند.