فرهنگستان زبان و ادب
{cantilever beam, cantilever} [مهندسی عمران] تیری که یک سر آن گیردار و سر دیگر آن آزاد باشد متـ. تیرطُره
{cantilever beam, cantilever} [مهندسی عمران] تیری که یک سر آن گیردار و سر دیگر آن آزاد باشد متـ. تیرطُره
💡 هوا گیرد چو آهم نالهٔ زنجیر برخیزد به یاد طره ای بر خویش شبها بسکه پیچیدم
💡 من نه آن مرغم که صیاد در بندم کشد در هوای دانه خالی و دام طره ای
💡 چهره ات بت طره ای زنار و دلی دارم عجب در کدامین بتکده زنار می بندد سمن
💡 گردیده ایم اسیر پریشان طره ای جمعیت از خرابه ما جوش می زند
💡 آنقدر بر خویش می پیچم به یاد طره ای کز دلم تا دیده صد جا اشک گردابی کند
💡 در بزم می اسیر شب از وصف طره ای صد جا زبان شوخی تقریر می گرفت