تی خال
مترادفها
خال
لغت نامه دهخدا
تیخال. ( اِ ) تیغال. ( ناظم الاطباء ). رجوع به تیغال شود.
جمله سازی با تی خال
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 از می دانی چراست همدم خال و خطش به لبها و برخاستند او را بردند عقل و دینش
💡 این پدیده در مقابل پدیدهٔ آشیانهٔ خالی قرار دارد. پدیدهٔ آشیانهٔ خالی مربوط به زمانیست که فرزندان خانهٔ پدر و مادر را برای تشکیل زندگی مستقل ترک میکنند که ممکن است منجر به «سندروم آشیانه خالی» شود.
💡 از آن مشهور شد شیطان به لعنتهای جاویدان که خالی دید از مردان حق میدان سلطان را
💡 دل از رکاب تو خالی نمیشود باری اگر چه نیست بر آن در چو اوحدی بارم
💡 ما حق شناس پیر مغانیم و دیر او خالی نه ایم یک نفس از ذکر خیر او
💡 ب- توانایی پر کردن تمامی فضای خالی موجود (فضای قالب) را داشته باشد.