تولیت دادن

مترادف‌ها

سپردن، مدیریت کردن، سرپرستی دادن

لغت نامه دهخدا

تولیت دادن. [ ت َ / تُوی َ دَ ] ( مص مرکب ) متولی کردن و سرپرستی کاری را به کسی دادن. ( ناظم الاطباء ). رجوع به ماده قبل شود.

فرهنگ فارسی

متولی کردن و سرپرستی کاریرا به کسی دادن

جمله سازی با تولیت دادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 نقل قول: ماده ۵ قانون برنامه در بخش الف- دستگاه‌های اجرایی و نیروهای مسلح مکلفند برای محور قرار دادن رشد بهره‌وری در اقتصاد، ضمن اجرایی نمودن چرخه مدیریت بهره‌وری در مجموعه خود، تمهیدات لازم را برای عملیاتی نمودن این چرخه در واحدهای تحت تولیت خود با هماهنگی سازمان ملی بهره‌وری ایران فراهم نموده و گزارش سالانه آن را به سازمان ملی بهره‌وری ایران ارائه نمایند.

💡 در برخی از نظام‌های حقوقی و مذهبی، موضوع تولیت دادن مسئولیت مراقبت از اماکن مقدس به گروه‌های خاصی از افراد اهمیت بسیار زیادی دارد.

💡 دادگاه پس از بررسی دقیق مدارک و صلاحیت‌های قانونی، تصمیم گرفت که مسئولیت مدیریت آن بنیاد خیریه را از طریق تولیت دادن به فردی جدید تغییر دهد.

💡 فرآیند تولیت دادن یا تعیین سرپرست برای اموال بی‌صاحب، نیازمند رعایت دقیق تمام قوانین و مقررات مربوط به حقوق مدنی و قوانین مربوطه است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران