توقف ایستگاهی

مترادف‌ها

توقف، ایست

فرهنگستان زبان و ادب

{layover time, recovery time, relay time} [حمل ونقل درون شهری-جاده ای] زمان توقف مجاز در ایستگاه، از لحظۀ ورود تا عزیمت، برای تغییر جهت وسیلۀ نقلیه و جبران تأخیر و آمادگی بازگشت

ویکی واژه

زمان توقف مجاز در ایستگاه، از لحظۀ ورود تا عزیمت، برای تغییر جهت وسیلۀ نقلیه و جبران تأخیر و آمادگی بازگشت.

جمله سازی با توقف ایستگاهی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 امترک در خط نورث‌ایست کوریدور، در دو ایستگاه در دلاور توقف می‌کند. این دو ایستگاه در نیوآرک و ویلمینگتون قرار دارد، که دومی ایستگاهی پر رفت و آمدتر است. همچنین سپتا در کورید نورث‌ایست و خط ویلمینگتون/نیوآرک فعالیت می‌کند و در کلایمنت، ویلمینگتون، گذر چرچمنس و نیوآرک ایستگاه دارد.

💡 در برنامه‌ریزی جدید سیستم حمل و نقل ریلی، زمان توقف ایستگاهی در هر ایستگاه کاهش یافته است تا سرعت حرکت قطارها افزایش یابد.

💡 مسافران باید توجه داشته باشند که توقف ایستگاهی بسیار کوتاه است و برای سوار شدن باید از قبل در نزدیکی سکوها آماده باشند.

💡 تحلیل داده‌های سیستم ریلی نشان داد که توقف ایستگاهی طولانی در برخی ایستگاه‌ها، باعث ایجاد تأخیر در کل شبکه حمل و نقل شده است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران