تهدید دادن

لغت نامه دهخدا

تهدید دادن. [ت َ دَ ] ( مص مرکب ) ترس دادن. بیم دادن:
تهدید تیغ میدهد آوخ کجاست تیغ
تا چون حلیش دست بگردن درآورم.خاقانی.خاقانی را دلیست چون پیکر تیغ
رخ چون حلی و سرشک چون گوهر تیغ
تهدید سر تیغ دهی، کو سر تیغ
تا دست حمایل کنم اندر بر تیغ.خاقانی ( چ سجادی ص 723 ).گه به رزقم همی کنی تقلید
گه به شاهم همی دهی تهدید.نظامی.به مداحی دریایی گشودم مهر لب کز وی
ستیزه ابردست لطف تو میداد تهدیدم.آملی ( از آنندراج ).رجوع به تهدید و دیگر ترکیبهای آن شود.

فرهنگ فارسی

ترس دادن بیم دادن

جمله سازی با تهدید دادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دیگر ویژگی جدید کنترل، اجازه انجام دو واکنش متفاوت در برابر تهدیدات مهاجمان در بازی است که پیش‌تر و در نسخه‌های پیشین، چنین امکانی وجود نداشت. این ویژگی، با اجازه دادن به بازیباز، برای انتخاب دو حالت در برابر یک تهدید است که معمولاً راه فرار یا راه مبارزه را برای انتخاب، دراختیار بازیباز قرار می‌دهد.

💡 انگلیسی‌ها ناصرخان را تهدید کردند که در صورت عدم پس دادن مأموران آلمانی، برادرانش را به جرم همکاری با متحدین اعدام خواهند کرد و همچنین قشقایی‌ها را به صورت مستقیم مورد حمله قرار خواهند داد.

کس خل یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز