تمتع کردن

لغت نامه دهخدا

تمتع کردن. [ ت َ م َت ْ ت ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) در بیت زیربمعنی تمتع بردن، تمتع یافتن آمده است:
نکردی تمتع نخوردی نبید
کزین هر دو گردد خرد ناپدید.نظامی.رجوع به تمتع و دیگر ترکیبهای آن شود.

فرهنگ فارسی

در بیت زیر به معنی تمتع بردن تمتع یافتن آمده است: نکردی تمتع نخوردی نبید کزین هر دو گردد خرد ناپدید

جمله سازی با تمتع کردن

💡 عمر مختار پدر خود را در همان دوران کودکی از دست داد. پدرش که در راه سفر به شهر مکه برای حج تمتع بیمار شده بود، از همدم خود احمد الغریانی (برادر زاویات جنزور) خواست که به برادرش اعلام کند که بزرگ کردن دو پسرش، عمر و محمد را به او سپرده است. احمد الغریانی پس از بازگشت از حج، بلافاصله نزد برادرش حسین، رهبر سیاسی و مذهبی در برقه یا کیرنایکا (انگلیسی: Cyrenaica) رفت و ماجرا را برای او توضیح داد. حسین بدون هیچ‌گونه تردیدی درخواست را قبول کرده و سرپرستی آن دو را بر عهده گرفت.