عبارت «تقوا و اطاعت مسرفان» در چارچوب مفاهیم قرآنی به رابطه میان پرهیزگاری الهی و عدم پیروی از افراد اسرافکار و مفسد اشاره دارد. در این معنا، تقوا به عنوان یک اصل بنیادین دینی مطرح میشود که انسان را به رعایت حدود الهی و دوری از گناه و فساد سوق میدهد. بر اساس این آموزه، فرد باتقوا نه تنها از معصیت پرهیز میکند، بلکه در سطح اجتماعی نیز از اطاعت و پیروی افراد منحرف خودداری میورزد. «مسرفان» در این زمینه به کسانی اطلاق میشود که از مرز اعتدال عبور کرده و در رفتار، اندیشه و قدرتطلبی دچار افراط و فساد شدهاند. این افراد معمولاً با ایجاد فساد در زمین و برهم زدن نظم اخلاقی و اجتماعی شناخته میشوند و نقش اصلاحگرانه در جامعه ندارند. از این رو، قرآن کریم با نهی از اطاعت آنان، در واقع انسانها را از پیروی کورکورانه از الگوهای فاسد و منحرف بازمیدارد. اطاعت از مسرفان میتواند به گسترش فساد و دور شدن جامعه از مسیر حق و عدالت منجر شود و به همین دلیل مورد نکوهش قرار گرفته است. در تفسیر این مفهوم، تأکید بر این نکته است که پیروی از قدرتهای فاسد حتی اگر ظاهری فریبنده داشته باشد، با تقوای الهی ناسازگار است. بنابراین رابطه تقوا و اطاعت در این آیه، رابطهای سلبی است که در آن تقوا مستلزم ترک اطاعت از اهل اسراف و فساد معرفی میشود. در نتیجه، این مفهوم یک هشدار اخلاقی و اجتماعی است که انسان را به استقلال فکری در برابر جریانهای فاسد و انحرافی دعوت میکند.
تقوا و اطاعت مسرفان
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] تقوا و اطاعت مسرفان (قرآن). تقوای الهی سبب پرهیز از اطاعت اسرافگران مفسد می شود.
تقوای الهی، مستلزم پرهیز از اطاعت اسرافگران مفسد است:فاتقوا الله واطیعون• ولا تطیعوا امر المسرفین• الذین یفسدون فی الارض ولا یصلحون.پس از خدا بترسید و مرا اطاعت کنید! •و فرمان مسرفان را اطاعت نکنید! •همانها که در زمین فساد می کنند و اصلاح نمی کنند!» و لا تطیعوا امر المسرفین الذین یفسدون فی الارض و لا یصلحون، ظاهرا مراد از امر مسرفان، امر در مقابل نهی است، به قرینه اینکه از اطاعت آن نهی فرموده، هر چند بعضی از مفسرین احتمال داده اند که به معنای شان باشد. بنابراین مراد از اطاعت امر آنان تقلید عامیانه و پیروی کورکورانه ایشان، در اعمال و روش زندگی است، آن روشی که آنان سلوکش را دوست می دارند. و مراد از مسرفین چه اینکه کلمه آمر به آن معنا باشد و چه به این معنا، اشراف و بزرگانی هستند که دیگران آنان را پیروی می کنند خطابی هم که در آیه است (اطاعت مکنید) به عموم تابعین ایشان است که آنها هستند که صالح علیه السّلام امید داشت از پیروی بزرگان دست بردارند، و لذا خطاب را متوجه ایشان کرد، نه اشراف، چون از ایمان آوردن اشراف مایوس بود. ممکن هم هست خطاب را متوجه هر دو دسته بدانیم، و بگوییم اشراف هم به نوبه خود مقلد پدران گذشته خود بودند و امر آنان را اطاعت می کردند، هم چنان که به صالح گفتند: اتنهانا ان نعبد ما یعبد آباؤنا پس به این اعتبار همه آنان از اشراف و عوامشان، امر مسرفین را اطاعت می کردند و آیه شریفه همه را از آن نهی می کند. و اما مسرفین چه کسانی بوده اند؟ آیه بعدی ایشان را عبارت دانسته از کسانی که از مرز حق تجاوز نموده، از حد اعتدال بیرون شده اند و توصیفشان فرموده به، الذین یفسدون فی الارض و لا یصلحون، و این خود اشاره به علت حقیقی حکم است و معنایش این است که از خدا بپرهیزید و امر مسرفان را اطاعت مکنید، برای اینکه ایشان مفسد در زمینند و اصلاح گر نیستند و معلوم است که با افساد، هیچ ایمنی از عذاب الهی نیست و از سوی دیگر او عزیز و انتقام گیرنده است.