لغت نامه دهخدا
تعقل کردن. [ ت َع َق ْ ق ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) فکر کردن در کاری و دریافتن و هوشیدن. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تعقل شود.
تعقل کردن. [ ت َع َق ْ ق ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) فکر کردن در کاری و دریافتن و هوشیدن. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تعقل شود.
( مصدر ) اندیشیدن اندیشه کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شما اگر نمایشی خوب اجرا شود، خوب نوشته شود، داستان داشته باشد و دلتان بخواهد دنبالش بروید، میروید؛ یک ساعت، دو ساعت یا پنج ساعت. منتها باید برای راحتی شما فکری شود. محیط هر نمایش فکر کردن به راحتی شما را قوام میدهد. محیط این نمایش به ما پیشنهاد میکرد کجا چه کنیم. ما هم همان کار را میکردیم. مسلماً وقتی معما حل میشود، ساده هم به نظر میرسد. اما حل معما سخت است. ما هم سعی کردیم معمای طراحی این نمایش را برای خودمان حل کنیم. مخاطب به نمایش گوش میکند. گوشهای میایستد و سیگارش را میکشد. حتی با موبایلش مشغول میشود. این شیوه تقریباً نزدیک به چیزی است که برشت میگوید: «مخاطب خیال کند در مسابقهٔ بوکس است.» ما رینگ بوکس نداریم. مفهوم آن را داریم. مخاطب آزادانه فکر میکند. ما ادعای مشارکت مخاطب در کار را نداریم؛ مخاطب با تعقل اش وارد کار میشود. بیان روند صحنهها خود نشانهٔ دیگری از همراه شدن با برشت است. مخاطب را الکی درگیر هیچی نمیکنیم. از او نظر نمیخواهیم. میخواهیم فقط فکر کند.
💡 شده و پرخاشگر تقسیم میشود. کودک هرگز از لذت جویی سیر نمیشود – آینده را نمیبیند – خواسته اش را به تأخیر نمیاندازد. سرزندگی و هیجان، سیر کردن در تخیلات، لذت طلبی، لجبازی، دمدمی بودن، خلاقیت، کنجکاوی، علاقه به دانستن، اصرار به تجربه کردن و احساس کردن از جمله خصوصیات حالت من کودک است. این بخش از شخصیت فرد را وامیدارد که هر چیزی را شخصاً خودش تجربه کند. اصلاً خویشتن دار نیست و به عواقب احتمالی رفتارش توجهی ندارد. تمایلی به رعایت قیود اجتماعی، عرف، مذهب، قانون، تعقل و… ندارد.