تعداد کردن

لغت نامه دهخدا

تعدادکردن. [ ت ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) شمار کردن و شمردن. ( ناظم الاطباء ): ابوبکر هذلی تعداد اشراف بصره و فقها بصره و اصحاب رسول که در آنجا بودند کرد. ( تاریخ قم ص 294 ).

فرهنگ فارسی

شمار کردن و شمردن

جمله سازی با تعداد کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پس از مدتی، میرزا محمد خان به همراه تعدادی از مخالفان ناصرالدین شاه برای سرنگونی وی و جانشینی برادرش عبدالصمد میرزا عزالدوله توطئه کردند. ناصرالدین شاه متوجه این توطئه شد و در سفری به مشهد دستور مسموم کردن میرزا محمدخان با قهوه قاجار را صادر کرد. میرزا محمدخان سپهسالار سه روز پس از ورود ناصرالدین شاه به مشهد در سال ۱۸۶۷م درگذشت.

💡 میهایلوویچ با به ثمر رساندن بیش از ۵۰ گل از روی ضربات ایستگاهی، به عنوان یکی از برترین کاشته زنان تاریخ فوتبال شمرده می‌شود و رکورد دار بهترین کاشته زن از نظر تعداد در یک بازی، با گل کردن ۳ ضربه ایستگاهی با لباس لاتزیو در مقابل سمپدوریا، است.

💡 سازمان آمار و اطلاعات و خدمات کامپیوتری شهرداری تهران در سال ۱۳۴۷ با نام «اداره کل مکانوگرافی و خدمات ماشینی و آمار شهرداری پایتخت «به منظور مکانیزه کردن سیستم‌های مالی، اداری، فنی، تشکیلاتی و امکان دسترسی مسئولان و مدیران به اطلاعات جامع شهر تهران، در ساختمان شماره دو شهرداری واقع در خیابان ایرانشهر با تعداد کمی پرسنل شروع به کار کرد.

💡 او برای تأیید مدعای خود مدرک‌هایی نیز منتشر کرد، از جمله صدایی ضبط‌شده از گفتگوی تلفنی «ضیاءالحق امرخیل» رئیس دبیرخانهٔ کمیسیون انتخابات با کارگزاران محلی که نشان‌دهندهٔ تقلب در انتخابات بود، و فیلمی که نشان می‌داد تعدادی نظامیان در اتاقی مشغول پر کردن برگه‌های رای برای غنی هستند.

💡 این نتیجه اینشتین را راهنمایی کرد تا بتواند پیش‌بینی کند که نور از ذراتی با قابلیت مشخص کردن مکانی و با انرژی متناسب با فرکانس بنام فوتون تشکیل یافته و از اینجا آنتروپی گاز وین می‌تواند توصیفی آماری از تعداد وضعیتهای ممکن که فوتون‌ها در آن قرار می‌گیرند ارائه دهد.