تعبیه ساختن

لغت نامه دهخدا

تعبیه ساختن. [ ت َ ی َ / ی ِ ت َ ] ( مص مرکب ) مرتب ومنظم کردن و قرار دادن. ( ناظم الاطباء ):
دیر است که بر چرخ همین تعبیه سازند
هفت اختر سیاره در این شغل و در این کار.امیرمعزی ( ازآنندراج ).

فرهنگ فارسی

مرتب و منظم کردن و قرار دادن

جمله سازی با تعبیه ساختن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تا کی تویی به تعبیه جنگ ساختن وین اسب کامگاری پیوسته تاختن

💡 آورده‌اند که پیامبر اسلام شخصاً کار می‌کرد و خشت‌ها را حمل و تعبیه می‌کرد. به هنگام ساختن این مسجد زمانی که عمار یاسر بیش از همه خشت حمل می‌کرد سر انجام عمار یاسر در جنگ صفین کشته شد.

ملخ یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
بیشه یعنی چه؟
بیشه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز