لغت نامه دهخدا
تسویه دادن. [ ت ِ س ْ ی َ دَ ] ( مص مرکب ) آراستن و درست کردن و سازمان دادن: سلطان لشکر را تعبیه داد و قلب و جناحین را تسویه. ( جهانگشای جوینی ).
تسویه دادن. [ ت ِ س ْ ی َ دَ ] ( مص مرکب ) آراستن و درست کردن و سازمان دادن: سلطان لشکر را تعبیه داد و قلب و جناحین را تسویه. ( جهانگشای جوینی ).
آراستن و درست کردن و سازمان دادن