تر دادن

لغت نامه دهخدا

تر دادن. [ ت َ دَ ] ( مص مرکب ) به قصیل بستن مواشی را. سبز دادن چارپا را.

فرهنگ فارسی

بستن مواشی را. سبز دادن چارپا را.

جمله سازی با تر دادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ازکمربستن آن شوخ یقین شد بیدل کاین‌گره دادن او را به میان تاری هست

💡 برخی اعضای کنگره شامگاه دوشنبه ۲۷ آبان و در پیام‌هایی مواضع خود را اعلام کرده و همچنین خواستار پایان دادن به دیگر معافیت‌های هسته‌ای ایران شدند.

💡 دهد جان ایزد او روزی بمردم هست پنداری بروزی دادن مردم کف کافی او کافل

💡 وعده دادی وقت جان دادن به بالین من آیی جانم از هجرت به لب آمد نمی‌آیی بمیرم

💡 به غیر دادن جان چاره‌ای نخواهم جست اگر به درد تو چندین هزار چاره کنم

حروف الفبا یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز