جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در ازنای جنگ جهانی دوم، ستاد کل به سازمان اصلی تحت امر استالین برای مدیریت عملیاتی نیرویهای نظامی مبدل شده بود. بعد از جنگ این ستاد به قدرتمندترین مرکز در اکثر جنبهها مثل برنامهریزی نظامی، مأموریتها و تعیین منابع مورد نیاز تبدیل شد. وزیر دفاع تعداد محدودی کارمند برای پشتیبانی خودش داشت و وابستگی شدیدی به ستاد کل داشت. در داخل وزارت دفاع تمامی مسائل مربوط به تخصیص منابع توسط پیش از رجوع به وزیر دفاع توسط رئیس ستاد کل حل میشد و در نهایت مورد مشورت گاسپلن (کمیتهٔ برنامهریزی کشور) قرار میگرفت و به پولیتبورو (کمیته مرکزی) ارجاع داده میشد.
💡 برای کمک به کاهش مصرف در سال ۱۹۷۴، محدودیت سرعت حداکثر ۵۵ مایل (معادل ۸۸ کیلومتر) طبق قانون و ماده ذخیره انرژی فوری و امرجنسی در بزرگ راهها اعمال شد. توسعه و افزایش استراتژیک ذخیره نفت و پترولیوم در سال ۱۹۷۵ آغاز شد و در سال ۱۹۷۷ دپارتمان انرژی با هیئت وزرای یکسان ایجاد گردید و در پی آن قانون انرژی ملی در سال ۱۹۷۸ تصویب شد. در ۲۸ نوامبر سال ۱۹۹۵، بیل کلیتون قانون تخصیص بزرگراههای ملی و کشوری را مبنی بر خاتمه محدودیت سرعت ۵۵ مایل را امضاء کرد که به ایالتها این اجازه را میداد تا محدودیت اکثر سرعت را به حالت اول برگردانند.