تخته برف
فرهنگستان زبان و ادب
{snowboard , board} [ورزش] نوعی برف سُرۀ کوتاه و پهن که هر دو پا به شکل اریب بر روی آن قرار می گیرد
جمله سازی با تخته برف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در بالای آبشار یخ و برف دائمی یخچال وجود دارد که در بهار آب آن بسیار زیاد بوده و رفته رفته تا شروع سرمایی دوباره کاهش مییابد. وجود پوشش گیاهی زیبا و تخته سنگهای صیقل داده شده به وسیله آب و آبشارهای کوچک در مسیر رسیدن به آبشار اصلی و نوای چوپانان و وجود قله دماوند در روبرو و آب بسیار سرد و گوارا این منطقه را به بهشتی حیرتانگیز بدل کردهاست. مردم روستا از قول پیشینیان میگویند: هر که حاجتی داشته باشد و به زیر آبشار رود به مرادش خواهد رسید.
💡 بارد مه فرا فرو بازار او بود با آنکه تخته شد ز یخ اکنون دکان برف
💡 ورزشکاران حرفهای با استفاده از تخته برف و تجهیزات ایمنی کامل، از کوههای مرتفع و پوشیده از برف برای انجام حرکات نمایشی استفاده میکنند.
💡 یادگیری استفاده از تخته برف در سالهای اول کمی دشوار است، اما با تمرین مداوم و داشتن مربی، میتوان به راحتی آن را آموخت.
💡 در پیستهای اسکی، فروشگاههای مخصوصی وجود دارند که انواع تخته برف، چکمههای مخصوص و کلاه ایمنی را به گردشگران و ورزشکاران میفروشند.