لغت نامه دهخدا
تخت صنم بر. [ ت َ ت ِ ص َن َ ب َ ] ( اِخ ) تخت سمن بر. رجوع به همین کلمه شود.
تخت صنم بر. [ ت َ ت ِ ص َن َ ب َ ] ( اِخ ) تخت سمن بر. رجوع به همین کلمه شود.
تخت سنم بر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شبهای تار در غم هجرانت ای صنم بر مردمک ز شوق تو مسمارها زدیم
💡 تنزیه بینیاز است از انقلاب تشبیه گو برهمن دو روزی محو صنم برون آ
💡 درون ز نقش صنم بر زبان به ذکر صمد به کعبه سجده مبر ای که خود صنم بشکستی
💡 بیا و روی به روی من ای صنم بر نه منه که روی تو بریان کنم ز تف جگر
💡 جانم بسوخت ز آتش حسرت که آن صنم بر بیدلان گذشت و نکرد این طرف نگاه
💡 صمد به جای صنم بر زبانم آمده است بتم فتاده و زنارم از میان بازست