تخت روان کاوی

مترادف‌ها

روانکاوی، تحلیل روانی

فرهنگستان زبان و ادب

{analytic couch, couch} [روان شناسی] در روان کاوی، تخت مطب روان کاو که بیمار بر روی آن دراز می کشد و در این حالت تداعی آزاد در ذهن او تسهیل میشود و توجه او به دنیای درون و احساساتش افزایش می یابد

جمله سازی با تخت روان کاوی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 شود تخت روان، هر جا رمیدن بستر اندازد سر زانو بود بالین راحت، دردمندان را

💡 چشم و دل گردد زمین و آسمان، چون ماه من جلوه بر تخت روان و ناز بر ابرش کند

💡 حراملو، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان چالدران در استان آذربایجان غربی ایران است. حراملو با روستاهای زاویه سفلی یا آشاغی زیوه، چاووش، رّوّض، مادلو، جگنلو، گورگوره، یوخاری و آشاغی تخت روان همسایه است.

💡 چشم بگشا، سبک از خواب گران کن خود را بر هوا پای بنه، تخت روان کن خود را

💡 [۱۲] نهادند او را بر تخت چوبی (تابوت) تخت روان و سپاهیان او با خواری و خفت رو گذاشتند به راه غروب آفتاب و با زاری رفتند.

💡 در جلسات درمان، بیمار معمولاً بر روی تخت روان‌کاوی دراز می‌کشد تا بتواند با آرامش کامل به صحبت کردن درباره تجربیات و خاطرات خود بپردازد.

💡 روان‌شناسان از تخت روان‌کاوی برای ایجاد فضایی امن و آرام استفاده می‌کنند که به مراجع کمک می‌کند تا در اعماق ذهن خود سفر کند.

💡 استفاده از تخت روان‌کاوی در فرآیند درمان‌های کلاسیک، به بیمار اجازه می‌دهد تا بدون نگرانی از قضاوت دیگران، احساسات خود را بیان کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران