تجهیزات مقدماتی
مترادفها
ابزار اولیه، وسایل پایه
فرهنگستان زبان و ادب
{prerigging} [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] مجموعه ای از بافه های نازک و قرقره هایی که برای نصب و راه اندازی سامانۀ داربَری به کار می رود
ویکی واژه
مجموعهای از بافههای نازک و قرقرههایی که برای نصب و راهاندازی سامانۀ داربَری به کار میرود.
جمله سازی با تجهیزات مقدماتی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 با وجود احتیاط، هیتلر نسبت به عملیات پایبند باقی ماند. او و فرماندهی عالی نیروهای مسلح در مرحله مقدماتی، همچنان امیدوار بودند که این عملیات آینده راهبردی آلمان در جبهه شرقی را زنده خواهد کرد. پس از آن که چالش بر سر سیتادل رو به فزونی گذاشت، هیتلر تمرکز خود را بر تسلیحات جدید که آن را کلید پیروزی میدانست، گذاشت. در بین این تسلیحات تانک پنتر، زرهپوش ضد تانک الفانت و تعداد بیشتری از تانگ سنگین تیگر مد نظر بود. او به منظور آماده شدن این تسلیحات عملیات را به تأخیر انداخت. با اطلاع از تمهیدات شوروی در غرب کورسک، هیتلر مجدداً برای تجهیزات بیشتر عملیات را باردیگر به تأخیر انداخت.
💡 دانشآموزان برای شروع یادگیری موسیقی، ابتدا نیاز به تهیه برخی تجهیزات مقدماتی مانند سازهای ساده و کتابهای آموزشی استاندارد دارند تا بتوانند اصول اولیه را به خوبی بیاموزند.
💡 در آزمایشگاههای شیمی، فراهم کردن تجهیزات مقدماتی مانند لوله آزمایش و ظرفهای شیشهای برای انجام اولین آزمایشهای آموزشی دانشجویان، از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است.
💡 برای شروع یک کمپینگ در طبیعت، داشتن تجهیزات مقدماتی مانند چادر، کیسه خواب و ابزارهای آشپزی ضروری است تا بتوانید در شرایط مختلف به راحتی فعالیت کنید.