لغت نامه دهخدا
تبرزین دار. [ ت َ ب َ ] ( نف مرکب ) سپاهیی که با تبرزین مسلح باشد. این گونه سپاهی در قرن 16 و 17 م. در اروپا وجود داشت و از صنف پیاده بودند.
تبرزین دار. [ ت َ ب َ ] ( نف مرکب ) سپاهیی که با تبرزین مسلح باشد. این گونه سپاهی در قرن 16 و 17 م. در اروپا وجود داشت و از صنف پیاده بودند.
سپاهیی که با تبرزین مسلح باشد این گونه سپاهی در قرن ۱۶ و ۱۷ در اروپا وجود داشت و از صنف پیاده بودند.
💡 او در ۲۲ مارس ۱۷۹۶ در ۱۷ سالگی به عنوان جلاد استخدام و پس از ۶۸ سال خدمت، در سال ۱۸۶۸ بازنشسته شد. تا سال ۱۸۱۰ روشهای اعدام عبارت بودند از بریدن سر با تبر، دار زدن یا وارد کردن ضربه به سر با کوبه یا تبرزین. اولین اعدام به وسیله گیوتین در سال ۱۸۱۶ اتفاق افتاد و پس از آن این روش اعدام مرسوم بود. بوگاتی در طول ۶۸ سالی که به عنوان جلاد رسمی کار میکرد، در مجموع ۵۱۴ اعدام انجام داد (بوگاتی در دفترچه یادداشت خود نام ۵۱۶ اعدامی را ذکر کرده بود، اما دو زندانی از آنها کم میشود، یکی به دلیل این که به او شلیک شد و دیگری به دلیل اعدام شدنش توسط آجودان).
💡 این بخش با نمایش منتخبی از سلاحهای سرد و گرم شامل: زره فولادی مشبک، سپر از پوست کرگدن، شمشیرهای فولاد جوهردار، کارد، تبرزینهای نقش دار و طلاکاری شده، کمانهای لاکی روغنی، کلاه خود فولاد زرنگار، نیزه چوبی منقوش (لاک کاری)، تفنگها و تپانچههای سرپر با لولههای زرکوب و باروتدانهای عاج، چرمی و فلزی مربوط به دوره صفوی تا قاجار، و یک لباس پارچهای طلسمات (رزم) مربوط به دوره زندیه در سال ۱۳۷۸ افتتاح شد.