لغت نامه دهخدا
تب بردن. [ ت َ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) عبارت از دور کردن تب بود. ( آنندراج ). رجوع به تب بر شود.
تب بردن. [ ت َ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) عبارت از دور کردن تب بود. ( آنندراج ). رجوع به تب بر شود.
عبارت از دور کردن تب بود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 میتوان ز افتادگی بردن به ساقِ عرش راه دولتِ پابوس روزی میشود خلخال را
💡 به هر حال مفهوم واقعى استعمار در عصر ما، استيلاى قدرتهاى بزرگ سياسى و صنعتىبر ملتهاى مستضعف و كم قدرت است، كه محصول آن غارت و چپاولگرى و مكيدن خون آنهاو به يغما بردن منابع حياتى آنان است
💡 در مزرعه دنیی حاصل نتوان بردن در مزرعه گر بارد از چشم تو بارانها
💡 هرا قدرتمندترین همسر زئوس، صاحب و ملکهیتختطلائی، برفراز یکی از قلههای بزرگ المپ ساکن و مشغول لذت بردن از زندگیاش شد.
💡 نیست راهی از دل و دین باختن نزدیکتر در قمار عشق هر کس را که میل بردن است
💡 برای از بین بردن زگیلهای تناسلی معمولاً دو روش کرایوتراپی تجویز میشود که هر کدام مزایا و معایب خود را دارند.