تازی هش

لغت نامه دهخدا

تازی هش. [ هَُ ] ( ص مرکب ) دارنده هوش عربی. مؤلف آنندراج آرد: جناب خیرالمدققین در شرح این بیت که:
من آن روم سالار تازی هشم
که چون دشنه صبح زنگی کشم.
میفرمایند که چون اکثر عرب در بادیه کم آب است و مردم آنجا به کم آبی مبتلا، لهذا قوت حافظه ایشان بسبب یبوست مزاج در قبول صور اشتداد دارد و چون حفظ معانی و صور بسیار باشد، سبب مزید هوش بود. و مؤید این معنی است بیت حدیقه:
هست از کم خوری و کم آبی
ذهن هندی و نطق اعرابی.
جناب سراج المحققین میفرمایند که ظاهراً از نطق در این جاادراک مراد داشته و آن صحیح نیست بلکه مراد از آن قوت گویائی است که مقابل ذهن واقع شده. رجوع به مجموعه مترادفات ص 245 شود.

فرهنگ فارسی

( صفت ) دارند. هوش و اندیش. عربی.

جمله سازی با تازی هش

💡 جمال احمد، روستایی در دهستان تازیان بخش مرکزی شهرستان بندرعباس در استان هرمزگان ایران است.

💡 اگر خواهی که گوی عشق از میدان بری بیرون ز همت مرکبی سازی و بر کون و مکان تازی

💡 چون بارهٔ تازی از میان بیرون زد کیمخت زمین ز گَرد بر گردون زد

💡 کلمه البصره، به معنی سرزمین تازی (عرب) و گویی این لفظ مخفف "بس راه "میباشد.

💡 پیدا کند شجاعت و مردی بتیغ خویش چونانکه کرد حیدر تازی بذوالفقار

💡 عقل با عشق به بیهوده زند لاف مصاف اسب تازی چه زیان از خر چو بین دارد

خطا یعنی چه؟
خطا یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز