تازه حلق کردن

لغت نامه دهخدا

تازه حلق کردن. [ زَ / زِ ح َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) حلق را تازه کردن. تازه کردن حلق. مجازاً بمعنی خنک کردن حلق. رفع عطش کردن. از سوز تشنگی کاستن:
یکی تشنه را تا کند تازه حلق
یکی تا بگردن درافتند خلق.سعدی ( بوستان ).

فرهنگ فارسی

حلق را تازه کردن تازه کردن حلق.

جمله سازی با تازه حلق کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 یکی تشنه را تا کند تازه حلق دگر تا به گردن در افتند خلق

دودول یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز