تاریک چهره
مترادفها
سیاهرو، عبوس
متضادها
روشنرو
لغت نامه دهخدا
تاریک چهره. [ چ ِ رَ/ رِ ] ( ص مرکب ) سیه روی مانند شب. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
( صفت ) سیه روی مانند شب.
جمله سازی با تاریک چهره
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ^ اینیودی (Ignudi) در زبان ایتالیایی اسم جمع و به معنای برهنگان است. اینیودیها بیست تن مرد برهنه و عضلانی بودند که میکل آنژ آنان را به عنوان چهره (فیگور)های فرعی بر چهار گوشه از هر پنج صحنه داستانی فرعی (شامل جداسازی روشنایی از تاریکی توسط خدا، جداسازی آب از خشکی، آفرینش حوا، تقدیم قربانی از سوی نوح و خانواده اش پس از سیل بزرگ، مستی نوح) در میانهٔ سقف پرستشگاه سیستین نگارید.
💡 ز چهره نور در گیتی فگنده ز نورش باز تاریکی رمنده
💡 خط به آن چهره روشن چه تواند کردن؟ شب تاریک بود سرمه بینایی شمع
💡 ظلمت و تاریکی اینجا نور شد اهرمن با چهره چون حور شد
💡 ظلمتکدهٔ عاشق، زان چهره منوّر کن تا چند به روز آرم تاریکی شبها را
💡 آن مرد با آن تاریک چهره و نگاهی نافذ، در میان جمعیت ایستاده بود و گویی منتظر لحظهای مناسب برای شروع صحبتهای مهم خود بود.
💡 داستان نویس با توصیف آن شخصیت تاریک چهره، توانست فضایی مرموز و هیجانانگیز در دل داستان خلق کند که خواننده را به فکر فرو میبرد.
💡 با وجود آن تاریک چهره و ظاهر عبوس، قلب بسیار مهربانی داشت که همواره به یاری نیازمندان و افراد ضعیف در روستا میرفت.